دومینوی سیاه به قلم فرگل حسینی
پارت صد و دوم :
خودم رو کمی جلو کشیدم وسعی کردم کاملا عادی به نظر برسم
اما جملهای لوکا نذاشت این اتفاق بیفته وتمام معادلاتم رو بهم زد.
گابریل رو مخاطب قرار داد وگفت:
_مگه گوشی داره؟
بعد به من نگاه کرد..
نگاهش تیز و بُرنده بود.انگار می خواست با اون نگاه روحم رو بشکافه!
_یادمه گفتی گوشیت رو همون موقع..
تازه انگار یادش اومد که گابریل از جریان دزدیده شدن من خبر نداره،حرفش رو عوض کرد.
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
رارا
1کاش لوکا آدم خوار بود الارا رو می خورد تموم میشد هممون راحت میشدیما
۶ ماه پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
وا دلت میاد؟😔اِلارا به این کیوتی🥲
۶ ماه پیشفاطمه
0کاش لوکا بمیره. الارا دیگه چجوری بهش بفهمونه نمی خوادش😭
۶ ماه پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
نه دیگه درسته یکم بی عقل شده اما خواستن مرگش یکم زیادیه😔
۶ ماه پیشزهرا
1وای خدای من، لوکا میخواد چیکار کنه، انقد اعصابم خورده که دیگه تحمل لوکارو ندارم
۶ ماه پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
لوکای کم عقل لوکای کم عقل😂🤭
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

مهناز
0خدایی ترسیدم آخر پارت